تبليغاتX

اندیشه های غدیر(تداوم رسالت انبیاء ع )


سعي صفا و مروه مي‌كردم؛ چهار سال پيش و در نخستين حج تمتعي كه بخت يارم شده بود.
در نيمه‌هاي رو به پايان راه، سعي‌ ‌كننده‌اي ديگر به من نزديك شد؛ سياهپوست، اما نوراني، با چهره‌اي آفتاب‌سوخته، اما صميمي.

نگاهمان به هم تلاقي كرد، انگار كه سال‌ها بود يكديگر را مي‌شناختيم. در همان حال سعي، سلامش كردم و پرسيدم: «اهل كجايي؟». نام كشوري آفريقايي را بر زبان آورد و وقتي در برابر همين سؤال از من، نام ايران را شنيد، گل از گلش شكفت و با عربي زمختش، دو سه جمله‌اي بر زبان آورد كه هنوز در گوشم زنگ مي‌زنند، به ويژه نخستين‌ آنها:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386;ساعت 20:38;  توسط سیدحسین;  | 

چکیده: من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت

 تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به

 واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش

 را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم

 قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور

 داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته

است كه باید از این پشتیبانی بكنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386;ساعت 0:42;  توسط سیدحسین;  | 

از بیت المال نمی‏توانم خرج کنم

حجت‏الاسلام ناصری می‏گوید: ساختمان بیرونی منزل امام در نجف که ملاقات‏های ایشان در آنجا بود، خرابه شده بود. مرحوم آیت اللّه‏ اشراقی به امام گفتند این خانه را رنگی بزنید و درست کنید. امام فرمودند: «من از بیت‏المال نمی‏توانم خرج کنم.» آقای اشراقی گفتند من از پول خودم می‏دهم تا اینجا را رنگ کنند.آقای رضوانی هم قبول کردند. وقتی آقا به کربلا رفتند، فرصت را غنیمت شمرده اتاق بیرونی را درست کردیم و اطراف آن را هم تشک گذاشتیم. وقتی امام از کربلا برگشتند و در بیرونی نشستند و آنجا را دیدند، اخم‏هایشان را توی هم کردند و به آقای رضوانی گفتند: «من گفته بودم رنگ کنید؛ ولی نه این طور.» با اینکه ما جز چند تشک که پارچه آن را هم خیلی ارزان خریده بودیم، کاری نکرده بودیم!


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386;ساعت 0:20;  توسط سیدحسین;  | 

شکر خدا

«شُکْرُ اِلهِکَ بِطُولِ الثَّناءِ» شکر خداوند معبود تو به درازی ستایش است؛ یعنی به این‏که همواره ثنا و ستایش او کنی و به دل و زبان ذکر نعمت‏ها و نیکویی‏های او نمایی.

ستایش از مافوق

«شُکْرُ مَنْ فَوْقَکَ بِصِدْقِ الْوِلاءِ» شکر کسی که بلندمرتبه‏تر از تو باشد به راستی دوستی است؛ یعنی هرگاه کسی بلندمرتبه‏تر از تو باشد و احسانی به تو کرده باشد که شکر آن باید کرد و تو را رتبه آن نباشد که در عوض احسانی به او بکنی، شکر احسان او این است که محبت صادق و دوستی راست به او داشته باشی و شرایط آن را از دعا و مانند آن به عمل آوری.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386;ساعت 2:5;  توسط سیدحسین;  | 


يكي از تحولات مهم تاريخ اسلام كه در سال دوم هجرت اتفاق افتاد تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوي كعبه بود. ابن مسعود روایت کرده:
«مردم به سوي بيت‌المقدس نماز مي‌كردند و چون هيجده ماه از هجرت پيغمبر(ص) گذشت، به هنگام نماز سر به آسمان برمي‌داشت و منتظر فرمان خداوند بود و سوي بيت المقدس نماز مي‌خواند ولي دوست داشت بهسوي كعبه نماز گذارد و خداوند اين آيه را نازل فرمود:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386;ساعت 1:9;  توسط سیدحسین;  | 

ماهاتما گاندى

ماهاتما گاندى، رهبر بزرگ انقلاب هندوستان، مى‏گويد:

«من براى هند چيز تازه‏اى نياوردم؛ فقط نتيجه‏اى را كه

 از مطالعات و تحقيق‏هايم درباره تاريخ زندگى قهرمانان

كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم. اگر

 بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهى را

بپيماييم كه حسين بن على عليه‏السلام پيمود».


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386;ساعت 3:12;  توسط سیدحسین;  | 

شيخ عبداللّه علايلى از علماى سنى لبنان درباره قيام امام حسين عليه‏السلام مى‏نويسد: «براى همه متفكران مسلمانِ آن روزگار، ثابت شده بود كه يزيد با توجّه به اخلاق خاص و تربيت مشخص آن‏چنانى، شايستگى در دست گرفتن زمام جامعه اسلامى را ندارد. براى هيچ مسلمانى سكوت در آن موقعيّت هرگز جايز نبود و وظيفه آنان مخالفت و اعتراض آشكار بود. در اين صورت قيام حسين عليه‏السلام در حقيقت اعلام نامزدى خود براى حكومت نبود؛
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386;ساعت 7:5;  توسط سیدحسین;  | 

علامه سيدمحسن امين

علامّه سيدمحسن امين، از صاحب‏نظران بزرگ متأخر (1284 ـ 1371 ق)

، با بررسى موقعيّت امام حسين عليه‏السلام به اين نتيجه مى‏رسد

 كه تنها راهى كه مى‏توانست اسلام را از ركود و نابودى نجات دهد،

 اقدام به قيام و استقبال از شهادت بوده است. وى در اين‏باره

 مى‏نويسد:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386;ساعت 6:44;  توسط سیدحسین;  | 

مى‏گويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گيريم؟

چرا گريه مى‏كنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه

 زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى

 يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مى‏باشد يكى از

 دانشمندان غرب مى‏گويد:

«انسانى كه هرگز نمى‏گريد و گريستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386;ساعت 6:37;  توسط سیدحسین;  |