تبليغاتX

اندیشه های غدیر(تداوم رسالت انبیاء ع )


- قال الإمام عليّ عليه‏السلام: قُلتُ: يا رَسولَ الله‏، ما أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ؟   

فَقالَ: «يا أبَاالحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ في هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ الله‏ِ» ؛ امام على عليه‏السلام: گفتم: اى پيامبر خدا! برترينِ كارها در اين ماه چيست؟ فرمود: «اى ابوالحسن! برترينِ كارها در اين ماه، پرهيز از حرام‏هاى خداست.»(1)   

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: أربَعَةٌ تُفسِدُ الصَّومَ و أعمالَ الخَيرِ: الغيبَةُ، وَالكَذِبُ، وَالنَّميمَةُ، وَالنَّظَرُ إلَى الأَجنَبِيِّ (2)؛ چهار چيز، روزه و كارهاى نيك را خراب مى‏كند: غيبت، دروغ، سخن‏چينى، و نگاه به بيگانه (نامحرم).

- قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن صامَ شَهرَ رَمَضانَ إيمانا وَاحتِسابا، و كَفَّ سَمعَهُ و بَصَرَهُ و لِسانَهُ عَنِ النّاسِ، قَبِلَ الله‏ُ صَومَهُ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تَأَخَّرَ، و أعطاهُ ثَوابَ الصّابِرينَ (3) ؛ هر كس ماه رمضان را از روى ايمان و به خاطر پاداش الهى روزه بدارد و گوش و چشم و زبانش را از مردم باز دارد، خداوند روزه‏اش را مى‏پذيرد و گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد و به او پاداش صابران را مى‏دهد. 

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام: الصِّيامُ اجتِنابُ المَحارِمِ؛ كَما يَمتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ (4) ؛ روزه‏دارى، پرهيز از حرام‏هاست، همانگونه كه انسان از غذا و نوشيدنى خوددارى مى‏كند.

قال الإمام الباقر عليه‏السلام: قالَ رَسولُ الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله لِجابِرِ بنِ عَبدِالله‏: «يا جابِرُ، هذا شَهرُ رَمَضانَ؛ مَن صامَ نَهارَهُ و قامَ وِردا مِن لَيلِهِ و عَفَّ بَطنَهُ و فَرجَهُ و كَفَّ لِسانَهُ، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَخُروجِهِ مِنَ الشَّهرِ.» فَقالَ جابِرٌ: يا رَسولَ الله‏، ما أحسَنَ هذَا الحَديثَ! فَقالَ رَسولُ الله‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: «يا جابِرُ، و ما أشَدَّ هذِهِ الشُّروطَ !»(5) ؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبر خدا به جابر بن عبدالله‏ فرمود: «اى جابر! اين، ماه رمضان است. هر كس روزش را روزه بدارد و بخشى از شبش را به عبادت برخيزد و شكم و شهوتش را پاك نگه دارد و زبانش را حفظ كند، از گناهانش بيرون مى‏شود، آنگونه كه از اين ماه بيرون مى‏شود.»   

جابر گفت: اى پيامبر خدا! اين سخن، چه نيكوست!   

پيامبر خدا فرمود: «اى جابر! و اين شرط‏ ها چه سخت است!»      

رسول الله‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مَن تَأَمَّلَ خَلفَ امرَأَةٍ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُ حَجمُ عِظامِها مِن وَراءِ ثِيابِها و هُوَ صائِمٌ، فَقَد أفطَرَ(6) ؛ پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هر روزه‏دارى كه در پشت سرِ زنى با دقّت بنگرد، تا حدّى كه حجم استخوان‏بندى زن از پشت لباسش براى او آشكار شود، روزه‏اش را افطار كرده است. (منظور اين است كه ارزش روزه‌اش از بين رفته است وگرنه از جهت فقهي روزه‌اش صحيح مي باشد)

- قال الإمام عليّ عليه‏السلام ـ في حَديثِ المِعراجِ ـ  قالَ الله‏ُ تَعالى: «... يا أحمَدُ، لَيسَ شَيءٌ مِنَ العِبادَةِ أحَبَّ إلَيَّ مِنَ الصَّمتِ وَالصَّومِ؛ فَمَن صامَ و لَم يَحفَظ لِسانَهُ كانَ كَمَن قامَ و لَم يَقرَأ في صَلاتِهِ، فَاُعطيهِ أجرَ القِيامِ و لَم اُعطِهِ أجرَ العابِدينَ» (7) ؛ امام على عليه‏السلام روايت كرد كه در حديث معراج خداى متعال فرمود: «... اى احمد! هيچ عبادتى نزد من، محبوب‏تر از سكوت و روزه نيست. پس، هر كس روزه بدارد، ولى زبانش را نگه ندارد، همچون كسى است كه به عبادت ايستاده، اما در نمازش قرائت ندارد. پس به او پاداش ايستادن به نماز را مى‏دهم؛ اما پاداش عبادتگران را به او نمى‏دهم.»   

 - قالت فاطمة عليهاالسلام: ما يَصنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إذا لَم يَصُن لِسانَهُ و سَمعَهُ و بَصَرَهُ و جَوارِحَهُ؟!(8) ؛ روزه‏دار، اگر زبان و گوش و چشم و اعضايش را نگه ندارد، با روزه‏اش مى‏خواهد چه كند؟

 - قال الإمام الصادق عليه‏السلام: لا صِيامَ لِمَن عَصَى الإِمامَ، ولا صِيامَ لِعَبدٍ آبِقٍ حَتّى يَرجِعَ، ولا صِيامَ لاِمرَأَةٍ ناشِزَةٍ حَتّى تَتوبَ، ولا صِيامَ لِوَلَدٍ عاقٍّ حَتّى يَبَرَّ(9) ؛ براى كسى كه امام را نافرمانى مى‏كند، روزه‏دارى نيست؛ و براى بنده فرارى، تا وقتى كه برگردد، روزه‏دارى نيست؛ و براى زن نافرمان [نسبت به شوهرش]، تا وقتى كه توبه كند، روزه‏دارى نيست؛ و براى فرزند نافرمان [نسبت به پدر و مادرش] روزه‏دارى نيست تا آن كه [نسبت به آنان] نيكى كند. (يعنى روزه اين افراد، پذيرفته درگاه خدا نيست.)  

 پي‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 78/61، الأمالي للصدوق: 155/149، عيون أخبار الرضا عليه‏السلام: 1/297/53، الإقبال: 1/27، بحار الأنوار: 96/358/25 . 

2- المواعظ العدديّة:210.

3- المقنعة: 305 .

4- الغارات: 2/503، بحار الأنوار: 96/294/21 .   

5- الكافي: 4/87/2، تهذيب الأحكام: 4/195/560، المقنعة:310، ثواب الأعمال: 88/1، من لا يحضره الفقيه: 2/98/1836.

6- معاني الأخبار:410/95، بحار الأنوار: 96/290/7 .     

7- إرشاد القلوب: 205، بحارالأنوار: 77/29/6. 

8- دعائم الإسلام:1/268، بحارالأنوار: 96/295/25.

9- همان .

 منبع:كتاب ماه خدا، محمدي ري شهري، ج 1، ص 244

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388;ساعت 5:7;  توسط سیدحسین;  | 

 عَجَبتُ لِمَن اَنکَرَ النشأَةَ الاخری وَ هُو یَرَی النَشأَةَ الاولی. حکمت 126

در شگفتم، از آنکه زندگی این دنیا را می‌بیند، و باز زندگی جهان آخرت را قبول ندارد

هر عاقلی اگر در زندگی دنیایی تفکر کند، سراسر آن را، پر از نشانه هایی خواهد دید که از قدرت آفرینش خداوند حکایت می‌کنند. و آنکه قدرت آفرینش خداوند را، با عقل و بینش بررسی کند، هرگز مسئله آخرت و زندگی پس از مرگ را انکار نخواهد کرد.

اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنیای خود نگاه کنیم، به روشنی می‌بینیم که انسان و حیوان و گیاه، و بالاخره تمام موجودات زنده این دنیا، از «نیستی» به وجود آمده اند. پس خداوندی که قادر بوده است این زندگی و این همه موجودات زنده را، از «نیستی» به «هستی» بیاورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت که پس از مرگ و نابودی این موجودات، یکبار دیگر آنها را زنده کند.

اگر در زندگی انسان دقت کنیم، از یک نظر، خواهیم دید که خداوند، در همین دنیا هم، ریشه و اصل زندگی انسانها را در دل خاک قرار داده، و در وقت لزوم، افراد بشر را، از خاک به وجود آورده است.

تمام این مراحل، از وقتی که ذرات هستی ما، در دل خاکها بوده، تا وقتی که این ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرینش خداوند طی شده است

ابتدا، ریشه زندگی و اصل وجود ما، در دل همین خاکهای بیابانی پنهان بوده است. از دل این خاکها، گندم و برنج و سبزی و میوه و دیگر گیاهان خوردنی روئیده اند. قسمتی از این روئیدنیها را، پدر و مادر ما خورده اند. قسمت دیگری را نیز حیوانات خورده اند، تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذای انسان درآیند. یعنی پدر و مادر ما، وقتی گوشت حیوانات را نیز خورده اند، در حقیقت، از غذایی استفاده کرده‌اند که اصل آن، باز هم از خاک بوده است.

به این ترتیب، پدر و مادر ما، با خوردن خوراکیهایی، که در هر حال، از زمین به دست می‌آید، به زندگی خود ادامه داده‌اند و بزرگ شده اند. بعد، وجود ما، همچون یک یاخته، در پشت و شکم آنها، پیدا شده است. آنگاه ما شروع به رشد کرده ایم، صاحب دست و پا و چشم و گوش و مغز و سایر اعضای بدن شده ایم و سرانجام، به صورت یک انسان کامل، از شکم مادر، به این جهان قدم گذاشته ایم.

تمام این مراحل، از وقتی که ذرات هستی ما، در دل خاکها بوده، تا وقتی که این ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرینش خداوند طی شده است.

پس می‌بینیم که خداوند، قبلاً یکبار قدرت خود را، در همین دنیا، نشان داده و ما را، از خاک به خود آورده است. به این ترتیب، خدایی که چنین قدرتی دارد، یکبار دیگر هم، قادر به انجام این کار خواهد بود. یعنی، وقتی ما بمیریم و جسممان به مشتی خاک مبدل شود، دوباره، در روز قیامت، خداوند آن را، از دل خاکها بیرون می‌آورد، و به آن «هستی» و زندگی می‌دهد، تا برای رسیدگی به حساب کارهایمان، در صف محشر آماده شویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388;ساعت 1:28;  توسط سیدحسین;  |